ابو القاسم راز شيرازى

233

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

است كه بگويى در حقّ او چيزى كه نباشد در او » . و حضرت امام ع مىفرمايد : اصل و سبب كه در نفس انسان منبعث مىشود از آن غيبت ، ده نوع است ؛ اوّل : شفاء غيظ است ؛ يعنى از شخص مغتاب ، غيظى در دل غيبت‌كننده است و باعث مىشود غيبت او را تا تشفّى قلب حاصل نمايد به ذكر عيب او . دوم : مساعدت قوم است ؛ يعنى قومى با مغتاب عداوت دارند و عيب او را مىگويند ، او نيز به دوستى آن قوم ، بدون عداوت مغتاب ، مساعدت مىكند ايشان را در عيب‌گويى . سيم : تهمت است ؛ و آن نيز راجع است به « تشفّى غيظ » « 21 » قلبى ؛ زيرا كه غيظ قلبى ، باعث تهمت است . چهارم : تصديق خبر است بدون كشف آن ؛ يعنى خبر بدى در حقّ كسى مىشنود ، بدون تحقيق و برخورد به حقيقت آن ، « لايشعرانه » « 22 » تصديق مىنمايد ، و حال آنكه خبر ، احتمال صدق و كذب دارد . پنجم : سوءظنّ است ؛ يعنى بدظنّى دربارهء مغتاب است ؛ و حسن ظنّ و سوءظنّ ، نتايج نفس و فطرتند در نيكى و بدى ؛ زيرا كه نتايج ، تابع مقدّماتند ؛ فطرت پاك ، مقتضى حسن ظنّ است و فطرت خبيث ، مقتضى سوءظنّ است ؛ مثلا شخصى نيكوفطرت كه خود عادت به نيكى دارد ، اگر كسى را در خلوت ببيند ، حمل مىكند بر آنكه عبادت مىكند در خلوت حقّ تعالى را ، و از براى مناجات از خلق گريخته است ؛ و شخص بدفطرت كه عادت به بدى و معصيت دارد اگر آن‌كس را در خلوت بيند ، گويد كه مىخواهد در خلوت معصيت كند كه كسى از او مطّلع نگردد . پس گمان نيك و بد در حقّ اشخاص ، راجع به نيكى و بدى صاحب گمان است . ششم : حسد در مال يا جاه يا

--> ( 21 ) - تسكين غضب ( 22 ) - ناآگاهانه